کلبه ی احساس ♫... ♥...

ای عشق تمام بهانه ها از توست...♥

روح و احساس


پسر ... با دو دستانش تمام وجود دخترک را سخت در خود گرفته بود ...

پسر با چشمان مهربانش به دوردستها.... و به رویای با او بودن فکر می کرد ...و احساسی داشت که بی آلایشی اش در واژه ها هم نمی گنجید ...!

اما...از آن سو ...دخترک ....با آن چشمان رویایی و جذابش به پسرکی که آن طرف تر ایستاده بود ... خیره شده بود !

آری .....!

تو با دستهایت شاید بتوانی تمام وجود کسی را از آن خود کنی و به زنجیر بکشی .... اما ....هرگز ! ....نخواهی توانست روح و احساس کسی را در بند و زنجیر خود کنی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391ساعت 15:10  توسط Armin 0098  | 

دیری نخواهد گذشت که حیوانات برای کوچک شمردن یکدیگر به هم بگویند:
.
.
"انسان"

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم تیر 1393ساعت 17:29  توسط Armin 0098  | 

دلم را ورق میزنم

این کتاب قدیمی را

این قدر بغض هایم را نجویده نجویده قورت دادم که سر دلم سنگینی میکند

کاش میشد حواس نگرانی را پرت کنم

حواس دلم را...

این روزگار میگذرد اما من ازاین  روزگار نمی گذرم

نمیـــــــــــــــــــــــــــــــگذرم

بغض هایم را برای خودم نگه میدارم

گاهی سبک نشوم

سنگین ترم...

من میروم

بوی مرگ می آید

میروم تا یک دل سیر بمیرم.....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 12:40  توسط Armin 0098  | 

حرف های نوشته شده...!

شاید آرام تر می شدم
فقط و فقط . . .
اگر می فهمیدی ، حرفهایم به همین راحتی که می خوانی نوشته نشده اند

http://8pic.ir/images/77272016462340452693.jpg

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1392ساعت 1:44  توسط Armin 0098  | 



چه بسیار انسان ها دیدم تنشان لباس نبود؛
و چه بسیار لباس ها دیدم که انسانی درونش نبود ...!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392ساعت 21:23  توسط Armin 0098  | 


پشت ســــرم حرف بود
حدیــث شد
میترســــم آیه شود
سوره اش کنند به جعـــــــــل
بعد تفسیـــرم کنند این جماعت نـا اهـــل...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392ساعت 21:19  توسط Armin 0098  | 

دلنوشته ی من


در برزخ بودن یا نبودن

 

دردل دادگی بی انتها

 

روزها ی ساده زندگی ماشینی

 

لحظه های دیونه شدن دل

 

 نبودنت رو فریاد می زنم

 

چه سر ده جای دستان مهربونت رو ی گونه های من

 

رد پای اشک جا خوش کرده بر صورت من

 

تکرار اسم زیبات شده ذکر من

 

نگاه جستجو گر من شده فریاد قلب من

 

که دوباره بیای با تمام خاطرات زیبایت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 19:23  توسط Armin 0098  | 

سخنانی از مرگ


هیچ کس نمی خواهد بمیرد.


 حتی افرادی که می خواهند به بهشت بروند


 حاضر نیستند به خاطر آن بمیرند.


و همچنین مرگ مقصدی است


 که همه ی ما در آن شریک هستیم.


هیچکس تا به امروز از آن فرار نکرده است


 و باید هم چنین باشد.


چرا که مرگ بهترین ابتکار زندگی است


 او مامور تغییر آن است.


او افراد قدیمی را از صحنه پاک می کند


 تا راهی برای افراد جدید باز شود.


در حال حاضر فرد جدید شما هستید٬


 البته نه خیلی دور از زمان حال٬


 شما به آن فرد قدیمی تبدیل شده و می بایست


 که از صحنه پاک شوید.


متاسفم که انقدر دراماتیک صحبت کردم.


 اما این یک واقعیت است.


زمان شما محدود است٬ پس سعی نکنید


 زندگی فرد دیگری را انجام دهید.


به دام عقاید متعصبانه نیافتید


 چرا که زندگی کردن با نتایج عقاید دیگران است.


نگذارید صدای ناهنجار نظرات دیگران


 صدای شما را از بین ببرد و مهم تر از هر چیز دیگری٬


 شجاعت آن را داشته باشید که دنبال آن چیزی


 که قلب و بینش تان می گوید بروید.


آنها یک جورایی همیشه می دانند


 که شما به دنبال چه چیزی هستید.


همه ی چیزهای دیگر در درجه دوم قرار دارند...



سخنانی از استیو جابز در دانشگاه استنفرد سال ۲۰۰۵

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 19:18  توسط Armin 0098  | 


همیشه قلبهای پاک

 

مهانسرای سنگدلانی

 

 

بی رحم می شوند

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 19:15  توسط Armin 0098  | 

بی معرفت


... خیلی باید بی معرفت باشی

 

 که نفهمی پشت جمله

 

"تنهام نذار من بی تو نمیتونم"

 

چه غروری شکسته شده ؛

 

به خاطر دوست داشتنت ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 19:6  توسط Armin 0098  | 

میترسم

می ترسم از اینكه…

می ترسم از اینكه…
یه روزی ،یه جایی، من و تو…
خیلی دور از هم.!
شب و روز در آغوش یك غریبه
بی قرار هم باشیم ...
و بعد از هر بار هم آغوشی به یاد
آغوش هم بیصدا گریه كنیم


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392ساعت 1:23  توسط Armin 0098  | 

گــــــــــــــاهـــــــــــی....

عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

گاهی

برای کشتن کسی که توی دلت زنده ست،

باید هزار بار بمیری..!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392ساعت 1:18  توسط Armin 0098  | 

حواس پرت

نمایش احساسات با عکس های زیبا

حواســــم را هرکـــجا که پــرت می کـــنم باز کـــنار تـــو می افتد ...



+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 15:38  توسط Armin 0098  | 

خَــســـتِــــﮧ شُـــدمـ


خَستِـﮧ شُدم
بَس کِـﮧ
دِلَم رَنجید و خَندیدَم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 15:32  توسط Armin 0098  | 

تنهایی



هیچ وقت نفهمیدم...

چرا درست همان کسی که...

فکر میکنی با همه فرق دارد...

یک روز...

مثل همه...

تنهایت میگذارد...؟!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 15:30  توسط Armin 0098  | 

گریه ی مرگ

بعضی وقتها

از شدت دلتنگی ، گریه که هیچ

دلت می خواهد ،

های های بمیری


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 15:28  توسط Armin 0098  | 

آدم


آنقدر به مردم این زمانه

بی اعتمادم

که میترسم هرگاه از شادی به هوا بپرم

زمین را از زیر پایم بکشند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 15:26  توسط Armin 0098  | 

عـــشـــقـ

 واژه عشق چه هرزه رفته ! ! !

 

. . . این روزها هر احساس بی سروپایی را . . .

. . . . عشق می نامند . . . .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 15:24  توسط Armin 0098  | 

گاهی وقتا


 

گــاهــی وقــتــهــا مــجــبــوری اَحــمـق بــاشـی !

 

رویِ کــاغـَـذ مــیــنــویــســم

 

دَســتــهــایِ تـــُـو . . .

و رویِ آن دســت مــیــکــشــم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 15:22  توسط Armin 0098  | 

هنوز


  . . هنوز هم ، حوالی خواب های . . .

. . . شبانه ام پرسه میزنی . . .

. . . لعنتی . . .

. . . دیر وقت است ، آرام بگـــــــیر . . .

. . . بُگذار یک امشب را آسوده بخوابم . .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 15:19  توسط Armin 0098  | 

روزای تلخ

عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

ایـלּ روزهـا تَلخ مے گذرَב ، בستَمـ مے لـرزَב از تـُوصیفَـش

هـَمیـלּ بـَس ڪـِہ :


نَفس کشیـבنَمـ در ایـלּ مَرگِــ تـَבریجے

مثل خـُودکُشے استــ بــآ تیـــغ کــُنـــב
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 17:44  توسط Armin 0098  | 

آرزو


عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

امروز آرزویم را در گوش قاصدک خواندم
به باد سپردم
قبل از اینکه چون قبلی ها
خودش بر باد روند ...


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 17:42  توسط Armin 0098  | 

کاش...

عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

کاش میشد:بچگی را زنده کرد

کودکی شد،کودکانه گریه کرد

شعر ” قهر قهر تا قیامت” را سرود

آن قیامت، که دمی بیش نبود

فاصله با کودکی هامان چه کرد ؟

کاش میشد ، بچگانه خنده کرد . . .


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 17:40  توسط Armin 0098  | 

بغلم کــــــــــــــــن

عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

وقتــی با گفت و گو مشکلـمون حل نشد
وقتیــ بحثمون به بن بسـت رسید
فقطــ...
بغلم کن / ...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 17:38  توسط Armin 0098  | 

لج

عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

مـــــــن عاشقـــانـــــه هایـــــــم را

روی همیـــــــــن دیـــــــــوار مجـــازی می نویســــــــم !

از لــج تــــــــو . . .


از لـــج خــــــــودم . . .

که حاضـــــــر نبــودیــــــــم یک بار

ایـــــــن هــــا را واقعـــــــی بــه هـــم بگوییــــــــم. . . !


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 17:37  توسط Armin 0098  | 

باور نمی کنم

عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.
باورم نمیشود . . .

انقدر سرگرم زندگیست که به یاد نمی آورد

روزی دیوانه ام بود


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 17:36  توسط Armin 0098  | 

من + تو = هرگز

عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

کجای زندگی را با تو مشترک بوده ام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

که حالا تلفن خوش خیالت تو را مشترک مورد نظر من میخواند؟؟؟؟؟؟

مورد نظر شاید ولی مشترک نه . . .

چه خوش خیال است

من + تو = هرگز


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 17:34  توسط Armin 0098  | 

جماعت راست می گفتند

عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

این جماعت می گفتند اشکهایت را
خرج رفتنش نکن ...
راست می گفتند
بی من

تو مفت هم نمی ارزی


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 17:25  توسط Armin 0098  | 

عشق زنان

عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.
ای کاش در این سرزمین


هیچ زنی عاشق نشود...!


حلاوت عشق بر زن


هرگـــــــز با تاوانش برابری نمی کند...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 17:22  توسط Armin 0098  | 

سایه

ســایــه ام روی دیــوار ..

شــبـــیـــهـ خـودم نـیـــســت !

شــبــــیـــهـ دلــی اســـت کــه

بـه تـرانـه ای مــیـمـیـرد

و بـه بـوسـه ای زنـده مـی شـود !
+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1392ساعت 23:57  توسط Armin 0098  | 

مطالب قدیمی‌تر